تبليغاتX
مهندس موسوی خوئینی را آزاد کنید -

مهندس موسوی خوئینی را آزاد کنید

مهندس موسوی تنها نیست این را ثابت خواهیم کرد

اميدوارم مشكلات زندانيان سياسي به زودي حل شود» اين جمله مربوط به سخنراني موسوي خوئيني است در حدود يک سال و نيم پيش توي دانشگاه اميرکبير، پشت در خيابان ولي عصر. يادم هست که چند روزي بود توي دانشگاه اميرکبير بين انجمن و بسيج درگيري بود، انجمني ها تجمعاتي را گذاشته بودند که مهندس در يکي از آنها تاکيدش روي آزادي زندانيان سياسي بود. خودم آنجا بودم، البته من بيرون در بودم چون در بسته بود و ماموران پليس هم مردم عادي را از آنجا متفرق مي کردند. صداي سخنرانان با بلندگو در بيرون شنيده مي شد و گاهي مردم چند لحظه مي ايستادند ولي مجبور مي شدند که آنجا را ترک کنند. دانشجويان انجمني که هر روز تحت فشار بودند از اين نمي هراسيدند که شايد ديگر اجازه ي رسمي برگزاري انتخاباتشان را هم ندهند.

مهندس موسوي از معدود کساني است که علي رغم رفتن در قدرت براي چند سال، همچنان در بين دانشجويان منتقد تندرو جايگاه دارد، خودش در انتخابات شرکت کرد ولي در بين تحريمي ها هم جايگاه داشت و دارد. او واقعا براي دانشجويان و آزادي بيان آنها تلاش مي کرد، خودش هم فاصله ي سني کمي با آنها دارد براي همين انتظار از او بيش از ديگران بود که بتوانند نسل جديد را درک کنند.

او حتي در بررسي مسائل سياسي بد هيچ کسي را نمي خواست، نه نظام جمهوري اسلامي را و نه رهبري آن را و نه هيچ ديگري را. بخوانيد مصاحبه ي سال گذشته ي او با ايسنا را؛ ببينيد نه براي پاچه خواري، بلکه منصفانه حتي ديدار با رهبري را چگونه توضيح داده است، حالا با او چنين برخورد مي کنند، چنين کارهايي مي شود توليد انبوه اکبر گنجي. اگر تندتر نشد هر چه خواستيد بگوئيد، اگر تغييري نکرد هم همين طور اما مطمئن باشيد از مواضع قبلي اش عقب تر نمي رود، يعني هيچ کس وقتي چنين رويه اي را ببيند چنين نمي کند.

در دوره ي نمايندگي مردم در دوره ي مجلس ششم، به حق تلاش زيادي براي استيفاي حقوق موکلانش کرد، نايب رييس کميته ي مخابرات کميسيون صنايع مجلس بود، آن موقع من مدتي دبير سرويس IT بودم، به شدت پيگير موضوع مراکز توليد و انتشار پارازيت ماهواره يي بود و هر روز وزراي دفاع، اطلاعات و ارتباطات براي پاسخگويي به اين مساله در را همجلس بودند تا جلوي آن مراکز نظامي را بگيرند. يا درباره ي فيلترينگ سايت هاي اينترنتي همين طور. وقتي فعالان سياسي بازداشت مي شدند از جمله ي تنها نمايندگان پيگير بود و براي دانشجويان يک بار به همراه دوستانش تحصن کرد.

شجاعتش هم قابل تحسين است، نماسندگان مجلس سالي يک بار در هفتم خرداد هر سال به مناسبت سالگرد آغاز به کار مجلس با رهبري ديدار مي کنند. مانند تمام جلسات با رهبري، برنامه از قبل تعيين شده است و معمولا يکي از آن جمع به نمايندگي در حضور رهبري گزارش مي دهد و رهبري هم در بين آن ها سخنراني مي کند، اما موسوي به نظرم در سال سوم دوره ي ششم بود که در بين جلسه خواست نظراتش را بگويد و گفت. او به هيچ کسي بي احترام نيست و اگر هم کند کسي از آن کارش دفاع نخواهد کرد، تنها حرف ها و نصايحش را گفت، او با جلسه ي يک طرفه مخالف بود که مثلا آقاي کروبي به عنوان رييس مجلس صحبت کند و تمام! درستش هم اين است که فرصتي به ديگران هم داده شود، مثل جلسه اي که چند ماه پيش رهبري با فيلمسازان داشت، خيلي خوب بود، مگر چه گفتند، مگر تهمينه ي ميلاني و حاتمي کيا چطور گفتند؟ آنها انتقاداتشان را با احترام کامل اعلام کردند، اين حق همه ي نمايندگان بود و تاکيد موسوي هم همين بود.

اگر امثال او نبودند شايد در اين چند سال کسان ديگري به عنوان جنبش دانشجويي پرچمدار ميدان مي شدند. راه اندازي سازمان ادوار تحکيم اقدامي زيرکانه و بجا بود که از آن طريق کساني که به تمام احزاب بي اعتماد بودند، اما مي خواستند قانوني فعاليت کنند، در آن جاي بگيرند و چه خوب رشد کرد. درست است که تندروهايي هم در آن جاي مي گيرند اما چون مبنايش شوراست، مواضع تعديل مي شود. شايد هر مجموعه ي جوان ديگري به جاي آن بود پس از بازداشت اينچنين دبيرکلش، و دادگاهي شدن سخنگو و چندين عضو ديگرش، دست به کارهاي احساسي بزند، اما آن جوانان به خوبي تاکنون توانسته اند راهي را که موسوي رفته بود ادامه دهند.

آخرين باري که با او صحبت کردم دقيقا يک هفته بعد از رفتنم از ايسنا بود، زنگ زد و گفت که تازه خبردار شده است. اين ها را نوشتم تا بگويم چه کساني امروز به او مديونند و بايد مثل خودش از حقوق او دفاع کنند، حقوق سياسي، انساني و شرعي او. صدايش از تريبون مجلس، در راهروهاي مجلس، در مصاحبه ها، در دانشگاهها، و در گپ هاي خودماني، همچنان در گوشم است.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 19:58  توسط وبلاگ نویسان   |