تبليغاتX
مهندس موسوی خوئینی را آزاد کنید -

مهندس موسوی خوئینی را آزاد کنید

مهندس موسوی تنها نیست این را ثابت خواهیم کرد

ایامی را پشت سر می گذاریم که تاریخ، امام عدالت را در خون گزارش می کند. امام و اسوه یی که مردم با امید تشکیل دولتی پیرو ایشان به تشکیل جمهوری اسلامی رای مثبت دادند تا شاهد امانت ، عدالت و درایت علوی باشند، عدالتی که شاکی بی واهمه شکایت امام را به دادگاه می برد و قاضی با حفظ استقلال و آزادانه رای به نفع شهروند حکومت علی می دهد و شاید به همین دلیل در اصل 107 قانون اساسی رهبر در برابر قوانین با سایرافراد کشور مساوی تلقی شده است.
مردم با چنین تصویری خواستار جمهوری اسلامی شدند اما نمی دانستند که حب مقام و جاه طلبی، آنچنان بر رهبری سایه می اندازد، که نه تنها نمی توان علیه وی در دادگاه اقامه دعوا کرد، بلکه اگر نماینده مجلسی نیز وظیفه نظارتی خبرگان رهبری را مورد سوال قرار دهد ، باید در زندان پس از 4 ماه همچنان بلاتکلیف باشد و عرصه انچنان به دلیل شکنجه های روحی و روانی بر او تنگ شود که لب به شکایت گشاید و اعلام نماید که تحت شکنجه روانی و اذیت و آزار جسمی است.
امروزبیش از 120روز، از بازداشت غیر قانونی اقای مهندس علی اکبر موسوی خوئینی به جرم اقدامات دوران نمایندگی اش می گذرد. چه زمان بر ما تلخ می گذرد؛ 22 خرداد امسال وی در مراسم تجمع زنان بازداشت شد و امروز 22 مهر است و او همچنان تنهاست.


رئیس مجلس انتصابی اعلام می کند که در جمهوری اسلامی شکنجه نیست بر او شاید عیب نباشد چرا که این موهبت را برای بیان چنین مواضعی از طرف پدر شوهر دختراش به عاریه گرفته است. هیچگاه چهره برافروخته حداد عادل را در مجلس ششم فراموش نمی کنم که پس از نطق ام در مورد ضرب و شتم دانشجویان ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبایی سراغ ام امد و اعتراض داشت که چرا به نقل از دانشجویان مضروب گفته ام " لباس شخصی ها همزمان که با باطوم به سر و بدن دانشجویان خواب الود می کوبیدند، شعار سر می دادند، بر قامت رعنای رهبر صلوات." این جمله بر جناب نماینده ای که با دوپینگ شورای نگهبان جای دکتر علی رضا رجایی را غصب کرده بود ؛ سنگین آمده بود. کسی که حتی حاضر نیست حق نماینده دیگری را در بیان واقعیات تلخ پدیده حمله به خوابگاه دانشجویان را بپذیرد و لب به اعتراض می گشاید، چگونه باید اعتراف کند که در زندانهای جمهوری اسلامی شکنجه مجاز است. و اگر در زندانهای جمهوری اسلامی شکنجه نیست حق این است که جناب حدادعادل کمیسیون تحقیق و تفحص از زندانهای جمهوری اسلامی تشکیل دهد و ساعاتی پای درد دل زندانیان سیاسی سه دهه گذشته بنشیند تا دریابد، که شرایط زندان چگونه است.
یادم نمی رود زمانی که با مهندس موسوی برای بازدید به اوین رفتیم – جایی که فعلا او در آن گرفتار است- در انجا دانشجوی زندانی ای را ملاقات کردیم که پشت خود را به ما نشان داد که با خنجر یا چاقو علامت 18 تیر توسط شکنجه گران حک شده بود. جرم وی صرفا شرکت در مراسم بزرگداشت 18 تیر کوی دانشگاه بود. چه روزهای تلخی در مجلس ششم داشتیم، روزهایی که پی در پی با خانواده ها ی زندانیان سیاسی ملاقات می کردیم و آنها از فشارهای روحی روانی خود ، همسران و یا فرزندانشان سخن می گفتند. در پی این دیدار ها بود که مهندس موسوی مبتکر سرکشی به زندانها شد و کمیته یی از نمایندگان را تشکیل داد تا مرتب به زندانها رفته و به بهبود شرایط انها بپردازند. همین اقای موسوی باعث تعطیلی بد نام ترین زندان جمهوری اسلامی – بازداشتگاه توحید- شد؛ جایی که اینک به موزه عبرت تبدیل شده والبته فقط در این موزه شکنجه های رژیم گذشته را نمایش می دهد. طبیعی است که هیچ رژیمی موزه رفتارهای زشت خود را برپا نکند. همین اقای موسوی باعث شد درب بعضی زندانهای ممنوع المشاهده برای بازدید نمایندگان مجلس گشوده شود. تلاش های موسوی باعث شد بعضی از زندانهای غیر قانونی دستگاههای نظامی تحت نظارت سازمان زندانهای کشور قرار گیرد، هرچند تلاش های او در برچیده شدن بازداشتگاههای غیر قانونی سپاه پاسداران بی نتیجه ماند و شاید او امروز تاوان افشاگری های پی در پی خود در این خصوص را نیز پس می دهد.
پس از بازداشت تعداد زیادی از دانشجویان موسوی و فراکسیون دانشجویی مجلس ، برای ازادی دانشجویان برای اولین بار در تاریخ مجلس شورای اسلامی، اقدام به تحصن کردند و در کمتر از 1 ماه همه آن سری دانشجویان بازداشتی ازاد شدند؛ گرچه این تلاش منجر به آزادی همه دانشجویان زندانی بویژه دانشجویان زندانی وقایع 18 تیر سال 78 نشد.
نطق های موسوی فراموش شدنی نیست به ویژه نطق معروف وی خطاب به نمایندگان مجلس خبرگان رهبری که وی منتقد کوتاهی انجام وظیفه انها در نظارت درست به رهبری بود. جالب است که امروز قسمتی از جملات بنیانگذار جمهوری اسلامی در باب مجلس موسسان را خواندم. امام خمینی در کتاب کشف الاسرار در بیان ضرورت حکومت برای هر جامعه و حکومت فقیه در زمان غیبت می نویسد که مجلس موسسان حکومت باید متشکل از مجتهدین دینداری باشد که هم احکام خدا را بدانند و هم عادل باشند و از هواهای نفسانیه عاری باشند و آلوده به دنیا و ریاست آن نباشند و جز نفع و اجرای حکم خدا غرضی نداشته باشند، تشکیل شود و انتخاب یک نفر سلطان عادل کنند که از قانونهای خدایی تخلف نکند و از ظلم و جور احتراز داشته باشد و بر مال و جان و ناموس آنها تجاوز نکند.
این جمله امام این شعر را در خاطرم زنده می کند که می گوید " آن که یافت می نشود دارم ارزو" . ایا در وانفسای امروز جمهوری اسلامی واقعا به اندازه انگشتان دست چنین مجتهدینی یافت می شود.اگر 5 نفر مجتهد با این اوصاف وجود دارد چرا کسی جز آیه ا... منتظری فریاد ظلم بر مظلوم سر نمی دهد.
امروز جرم اقای موسوی خوئینی انتقاد به رهبری است که باید پس از 4 ماه همچنان در زندان انفرادی باشد. کجایند این مراجع عظام که این روزها بدون تردید شب زنده داری می کنند و برای شهادت امام عدالت می گریند و خطبه ها سر می دهند؛ اما اشاره ای به ظلم رفته بر امثال اقای مهندس موسوی خوئینی نمی کنند. هیچ اعتراض علنی نسبت به مرگ زندانیان سیاسی در زندان نمی کنند و روزگار این جمهوری غیر اسلامی به جایی رسیده که حتی به خانواده زندانی مرده اجازه برگزاری مراسم ختم فرزندشان را نمی دهند. بهتر است ما بجای گریه بر علی ، گریه بر حال و روز خود کنیم که ظلم این حکومت را می بینیم و از ترس سکوت اختیار می کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 0:35  توسط وبلاگ نویسان   |